کد خبر : 49095
تاریخ انتشار : جمعه ۱۰ آذر ۱۴۰۲ - ۸:۱۴

نسرین پورهمرنگ

برای «شادی‌»های کوچک نیز «هزینه‌»های گزاف تراشیده‌اند!

برای «شادی‌»های کوچک نیز «هزینه‌»های گزاف تراشیده‌اند!
عزت‌اله ضرغامی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در آیین آغاز به‌کار «انجمن خیرین میراث فرهنگی» جمله‌یی قابل توجه عنوان کرد.

هاتف‌خبر- «متاسفانه یکی از گًمشده‌های ما بعد از انقلاب مساله‌ی شادی است.»، این جمله‌یی است که عزت‌اله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در مراسم آغاز به‌کار «انجمن خیرین میراث فرهنگی» عنوان کرد.

عزت‌اله ضرغامی به نظر تنها وزیر کابینه‌ی آقای رئیسی است که هر از چندگاهی سخنان درستی از او شنیده می‌شود و در رسانه‌ها نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. اما این سخن درست آقای ضرغامی نیازمند توضیحات بیشتری است، توضیحاتی که البته از دل زیست روزمره‌ی ایرانیان برمی‌آید و کمتر کسی با آن بیگانه است.
شاید می‌شد حداقل تا یک دهه پیش، معضل شاد نبودن جامعه‌ی ایرانی را به سیاست‌های حاکمیت در توسعه و رواج فرهنگ «افسردگی‌ و تاثرات ایدئولوژیک» نسبت داد، که البته نسبت نادرستی هم نبود. اما با عمیق‌تر شدن بحران‌های اقتصادی، تداوم رکود و بالا رفتن روز به روز نرخ تورم و بی‌پاسخ ماندن همه‌ی مطالبات اجتماعی و فرهنگی مردم، و تاثیرات گسترده‌ی ناکارآمدی‌ها در مدیریت سطوح مختلف جامعه و عواقب سیاست‌های نادرست، سبب شده است که حتی دیگر تمهیدات موردی حاکمیت برای شاد کردن جامعه نیز موثر واقع نشود و اصلا مورد توجه قرار نگیرد.
به واقع دیگر اهمیتی ندارد که صدا و سیما شب تا صبح رنگ حُزن و اندوه به برنامه‌های خود بدهد و یا برعکس، چون اساسا تلویزیون و رادیو دیگر مخاطبی ندارند. منطق گفت و گو فقط از برنامه‌های تلویزیون رخت برنبسته است، در ارکان جامعه نیز دیگر اثری از آن دیده نمی‌شود. تداوم سال‌ها رکود و تورم به مانند موریانه به جان همه‌ی اجزای جامعه افتاده است و اخلاق را در همه‌ی سطوح آن فاسد کرده است. سیاست‌ها بسیار مورد ایراد و انتقاد قرار می‌گیرند، صداهای بخش وسیعی از جامعه شنیده نمی‌شود، احکام صادره بعضا از ابهام برخوردارند، عده‌ای به صراحت اعلام می‌کنند که مملکت مال خودشان است، عده‌ای دیگر به تخفیف و کوچک کردن و بی‌اهمیت پنداشتن میزان اختلاس‌ها می‌پردازند و رقم سرانه‌ی آن را به تاثیرپذیری از نرخ تورم و بی‌اهمیت شدن پول ملی، رقمی ناچیز معادل صدهزار تومان! می‌دانند و …

در مواجهه با چنین چالش‌هایی عمیق، دیگر چه بسا نواختن بر ساز و دُهل در کوی و برزن در شبانه‌روز نیز نتواند اندوه و نگرانی‌های اساسی و عمیق مردمان یک جامعه را برطرف سازد. به ویژه مردمانی که به امید بهبود اوضاع هرسال از عمر را سپری کردند و اینک ناامیدانه خود را در آستانه‌ی سالمندی می‌بینند، و البته که جوانانش نیز شرایط بهتری ندارند، به ویژه جوانانی که به گفته‌ی یک اقتصاددان، ۶۰درصد از فقرا را تشکیل می‌دهند. در چنین وضعیت نگران‌کننده‌یی دیگر شاد ساختن جامعه کار چندان آسانی نیست. متاسفانه مقامات و مسئولان در کشور ما بسیار دیرهنگام به واقعیت‌ها پی می‌برند. ضرورت وجود شادی در جامعه و تاثیرات آن بر دیگر مسایل آن از قبیل نرخ بهره‌وری، بهبود روابط میان‌فردی، کم شدن میزان نزاع‌ها و آسان‌تر شدن روابط و امور اجتماعی و … یکی از بی‌شمار مسایل مغفول مانده در این کشور است.

امروز شادی خانواده‌های ایرانی به مسایل بسیار اساسی در جامعه گره خورده است که تا آنها حل نشوند شاید کمتر بتوان از ساز و کارهای سطحی‌تر و موردی‌تر نتیجه گرفت. سیاست‌پیشگانی که سال‌های متمادی، جزیی‌ترین مسایل زندگی شهروندان را به اصول به اصطلاح بنیادی خود گره زده‌اند، اینک برای برطرف ساختن همین مسایل جزیی، کوچک و روزمره نیز نیازمند حل معضلات بنیادین هستند. و این بسیار موجب شگفتی و حیرت است که حاکمیت یک کشور تا بدین اندازه در پیوند بیهوده، نادرست و غیرضروری مسایل خرد جامعه به مسایل و سیاست‌های کلان تبحر داشته باشد.  بدیهی است که نه تعداد این گره‌ها آنقدر کم‌شمار است که به راحتی بتوان از پس گشودن آنها برآمد، و نه دستان این هزاردستان سیاست دارای اندک مهارت و توانایی لازم، و خندیدن و شادی تا کی میسر شود، شاید وقتی دیگر!

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.