«دریغ است ایران که ویران شود...»
پیشنهاد ما برای مطالعه؛ زندگی حضورمندانه اثر برنه براون

پیشنهاد ما برای مطالعه؛ زندگی حضورمندانه اثر برنه براون

ستون «تازه‌های کتاب در ایران» در هفته‌نامه‌ی «هاتف» – نسرین پورهمرنگ – زندگی حضورمندانه/برنه براون/ ترجمه‌ی آزاده و فرح فرح نژاد/ انتشارات آموزه/ ۱۷۵ صفحه

«زندگی حضورمندانه» عنوان کتابی است از برنه براون؛ نویسنده‌ی پرفروش نیویورک تایمز که اغلب آثارش مرتبط با روانکاوی شخصی در بطن حیات اجتماعی است. نویسنده می‌کوشد تا با بیان برخی مفاهیم و ارائه‌ی تحلیل‌‌هایی، خواننده را ترغیب نماید که حضوری تمام عیار در ابعاد مختلف زندگی‌اش داشته باشد.
از شکست‌ها نهراسد، تاب اوری‌اش را تقویت نماید، در شکست‌ها عمیق نشود، از برداشتن قدم‌های جدید نهراسد و برای ادامه‌ی مسیر، به خودش انرژی و اراده تزریق نماید.
او تصویر انسان‌های شکست‌ناپذیر را ارائه نمی‌دهد، اما توصیه می‌کند که زندگی را با همه‌ی ابعاد پذیرا شوند و شجاعت همدردی با خود را داشته باشند.
هریک از ما شب‌هنگام، با انبوهی از دغدغه به خواب می‌رویم؛ دغدغه‌ی کارهای انجام نداده و دغدغه‌ی آنچه در پیش روی ماست. او می‌گوید ما نباید از پذیرش ناقص بودن‌مان طفره رویم، اما همچنان باید به خود القا نماییم که از شجاعت لازم و کافی برای ادامه‌ی مسیر و برداشتن گامهای ضروری برخورداریم.
انسان‌ها ناقص و آسیب‌پذیرند، اما درعین حال می‌توانند از نیرو و اراده‌یی که عشق ورزیدن به آنها هدیه می‌دهد، بی‌نهایت استفاده نمایند. انسان‌ها می‌توانند با تمام وجود به انقلاب اجتماعی کوچک زندگی‌شان بپیوندند. این پیوستن با درد و رنج آغاز می‌شود، اما از اهمیت برخوردار است، چون داستان زندگی هریک از ما از اهمیت برخوردار است؛ از اهمیتی شگرف.
نویسنده می‌کوشد تا به خواننده‌‌اش احساسی عمیق از عشق و تعلق به زندگی القا کند و به او بگوید که به اندازه‌ی کافی از شجاعت برخوردار است و آن اندازه توانمند که بتواند در زندگی تغییر ایجاد کند.


براون در بخشی از کتاب خود می‌نویسد: «زندگی حضورمندانه انتخابی یک بار و برای همیشه نیست بلکه یک فرآیند است؛ به باور من سفری برای تمام عمر است. هدف من این است که آگاهی و وضوح را به ترکیب انتخاب‌هایی که به حضورمندی منجر می‌شوند بیافزایم و چیزی را به اشتراک بگذارم که از کسانی آموخته‌ام که خود را وقف زیستن و عشق ورزیدن با تمام وجود کرده‌اند.
پیش از آغاز هر سفری، از جمله این سفر، مهم است که درباره‌ی چیزهایی که باید همراه خود ببریم حرف بزنیم: چگونه «کامل نبودن» را می‌پذیریم؟ چگونه ویژگی‌هایی را که به آنها نیاز داریم در خود می‌پرورانیم و چیزهایی که ما را عقب می‌کشند، رها می‌کنیم؟ پاسخ تمام این پرسش‌ها شجاعت، همدردی و ارتباط است؛ ابزارهایی که برای پیدا کردن راه خود در طول سفر به آنها نیازمندیم.
اگر با خود می‌اندیشید: “بسیار خوب! برای مبارزه با کاملگرایی فقط باید ابرقهرمان باشم”، درکتان می‌کنم چون «شجاعت، همدردی و ارتباط» ایده‌آل‌هایی بزرگ و دست‌نیافتنی به نظر می‌رسند. اما در واقعیت، آنها کنش‌هایی روزانه اند که وقتی به میزان کافی تمرین شوند به موهبت‌هایی باورنکردنی در زندگی ما تبدیل می‌شوند و خبر خوب اینکه آنچه ما را وامی‌دارد از این ابزارهای شگفتی‌آور در زندگی خود استفاده کنیم، آسیب‌پذیری‌هایمان است. چون ما انسانیم و به شکل زیبایی ناکامل، باید هر روز این ابزارها را به کار گیریم. در این صورت است که شجاعت، همدردی و ارتباط تبدیل به موهبت می‌شوند: موهبت‌های کامل نبودن. در فصل نخست، با آموخته‌های من درباره‌ی شجاعت، همدردی و ارتباط و اینکه چرا اینها ابزارهای راستین ایجاد ارزشمندی‌اند آشنا می‌شوید.
وقتی در مورد ابزارهای مورد نیاز برای سفرمان به اطلاعات روشنی دست یافتیم به قلب موضوع می‌رویم: عشق، احساس تعلق و ارزشمندی. من به برخی از سخت‌ترین پرسش‌هایی که در مسیر کاری‌ام با آن روبه‌رو شده‌ام پاسخ می‌دهم: عشق چیست؟ آیا می‌شود کسی را دوست داشت و به او خیانت کرد؟ چرا نیاز همیشگی ما به همرنگ بودن تعلق واقعی را خدشه‌دار می‌کند؟ آیا می‌توانیم کسانی که در زندگی‌مان هستند، مثل شریک زندگی و فرزندان را بیش از خود دوست بداریم؟ ارزشمندی را چگونه تعریف می‌کنیم؟ چرا کارمان به آنجا می‌کشد که اغلب به جای باور داشتن به ارزشمندی‌مان تقلا می‌کنیم تا خود را ارزشمند نشان دهیم؟
در هر سفر ماجراجویانه موانعی وجود دارد و سفر حضورمندی هم از این قاعده مستثنی نیست. در فصل سوم بزرگترین موانع موجود در راه زیستن و عشق ورزیدن حضورمندانه را بررسی می‌کنیم و می‌بینیم که چگونه می‌توانیم راهبردهای مؤثری برای عبور از موانع ایجاد کنیم و تاب‌آوری را پرورش دهیم. از آن پس، هر ره‌نشانی (guideposts) را مورد کاوش قرار می‌دهیم که در مسیر سفر حضورمندی قرار دارند و به عنوان کنش‌هایی روزانه‌ مسیر سفر را برای ما معلوم می‌کنند. به هر ره نشان فصلی اختصاص داده شده است و هر فصل متشکل از داستان‌ها، تعاریف، نقل قول‌ها و ایده‌هایی است برای آنکه در مورد روش زندگی و مهرورزی‌مان آگاهانه و الهام‌بخش انتخاب کنیم.»
آنچه برای براون از اهمیت برخوردار است این که ما چگونه می‌توانیم موانع به عمل درآوردن مفاهیمی مثل عشق، شجاعت و دوستی را از سر راه برداریم، ما چگونه می‌توانیم به صورت عملی از شرم دوری کنیم و ترس را رها نماییم.


وی در بخشی دیگر از مقدمه‌ی کتابش می‌نویسد: «من نخستین کسی نیستم که درباره‌ی این موضوعات حرف می‌زند و به طور قطع باهوش‌ترین پژوهشگر یا با استعدادترین نویسنده هم نیستم. اما نخستین کسی‌ام که توضیح می‌دهد این مفاهیم چگونه به تنهایی و در ارتباط با هم کار می‌کنند تا زندگی حضورمندانه را شکل بدهند. و مهم‌تر اینکه بی‌تردید این نخستین بار است که این موضوعات از دیدگاه کسی مطرح می‌شود که سال‌های بسیاری را صرف مطالعه شرم و ترس کرده است.
بارها خواسته‌ام پژوهش شرم را رها کنم. بسیار دشوار است که زندگی حرفه‌ای‌ات را وقف مطالعه موضوعاتی کنی که مردم را ناراحت و عصبی می‌کند. چند بار دستهایم را به نشانه تسلیم بالا بردم و گفتم: “انصراف می‌دهم. بیش از حد دشوار است. موضوعات جذاب بسیاری هست که می‌توان به آنها پرداخت. می‌خواهم از این موضوع دور باشم!” اما من شرم و ترس را انتخاب نکرده بودم. آنها مرا انتخاب کردند.
اکنون به علت آن پی برده‌ام. من از نظر شخصی و حرفه‌ای به این پیشینه‌ی تحقیقاتی نیاز داشتم تا آماده‌ی کار درباره‌ی حضورمندی شوم. ما می‌توانیم به اندازه‌ی یک فروشگاه کارت تبریک، واژه‌های شجاعت و عشق و همدردی را بر زبان آوریم اما تا زمانی که درباره‌ی موانع به عمل درآوردن این مفاهیم در زندگی روزمره صادقانه گفت‌و‌گو نکنیم، هرگز تغییر نخواهیم کرد. هرگز! هرگز!…»
خانم برنه براون (متولد ۱۸ نوامبر ۱۹۶۵)، نویسنده، پژوهشگر و سخنران در دانشگاه هوستون است. وی طی دو دهه‌ی گذشته در زمینه‌ی شجاعت، آسیب‌پذیری، شرم و همدلی به مطالعه و پژوهش پرداخته است. پنج کتاب او جزو پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز هستند. این پنج کتاب عبارتند از: «زندگی با تمام وجود»، «زندگی شجاعانه»، «با اقتدار برخاستن»، «شجاعت در برهوت» و «شهامت رهبری».
ویدئوی برنه براون در «تدتاک» با عنوان «قدرت آسیب‌پذیری» با بیش از ۳۸ میلیون بازدید، یکی از پنج ویدیوی پر بازدیدکننده در جهان است. وی دارای دو فرزند است و به همراه همسر خود در هوستون زندگی می‌کند.

پاسخی بگذارید