زندگی زیباتر می‌شود، اگر به اندازه‌ی برگهای پاییز  برای هم‌ بهترین را آرزو کنیم.
پطربورغ – سفرنامه قرن بیست و یکمی به روسیه

پطربورغ – سفرنامه قرن بیست و یکمی به روسیه

۱۱۶ سال بعد از سال ۱۲۷۰ خورشیدی که یوسف،خلف مرحمت پناه حاجی میرزا کاظم تبریزی معروف به یوسف خان مستشارالدوله صاحب رساله یک کلمه، قبل از آنکه بدستور ناصرالدین شاه با سمت کونسول ژنرالی تفلیس سرافرازی حاصل کند و شش ماهی را بعد از سیاحت در مسکو در پطربورغ اقامت نماید ، من نیز درشهریور ماه سنه ۱۳۹۵ برابر با سپتامبر ۲۰۱۶ توفیق سیاحت مسکو و همان شهر که امروزه آن را سن پترزبورگ مینامند را یافتم .
حیرت خواننده انگاه باید افزون شود که حال حسرت و غبطه میرزا یوسف خان و این حقیر سراپا تقصیر بعد از ۱۱۶ سال، یگانه بوده وذکر این جمله، مشترک که ” چه میشد که در مملکت ایران نیز این نظم و اقتدارو این آسایش و آبادی حاصل میگردید “


شاید به خاطر همسایگی و نزدیکی با کشور شوراهای سابق و پیش از ان روسیه تزاری با خطه سرسبز گیلان باشد که قرابت زیادی را با انان، هم در کلام و ادبیات و هم در معماری و سیاست، احساس می نماییم و بسیاری از مردمان گیلان واز جمله من، آرزوی سیاحت در ان بلاد کفر و الحاد را در سر می پرورانده اند .در داخل هواپیمایی ایر فلوت سر استین میهمانداران با ارم داس و چکش برایم بسیار عجیب می نمود . انگار که در سر آستین میهمانداران هواپیمایی هما در امروز بعد از انقلاب، علامت شیر خورشید سرخ و یا تاج پهلوی را داشته باشد .

پنج شنبه ۲۶ شهریور ماه ۱۳۹۵ ، میدان سرخ مسکو هوای ابری و و دمای ده درجه بالای صفر و برای این فصل از سال بسیار سرد . برای نسل من که سالها از کمونیسم ترسیده وتابوی حزب توده را داشته و سپس با انواع کمونیست های وطنی از قبیل چریک های فدایی و پیکار و … زندگی کرده و در آخر شاهد فرو ریزی دیوار برلین و سقوط کمونیسم بوده ، جایی بسیار جالب توجه و حیرت آور است . فرو ریزی دیواری که با تعبیرمانس اشپربر ، قطره اشکی بر اقیانوس بود و پایان انقلابیونی که نمیتوانستند آن را پیش بینی کنند و یا بپذیرند.
ابتدا سنگ های بزرگ بر گور دایی یوسف ( استالین) ، خروشچف ، برژنف ،آندروپف ، چرنینکو که دوران هریک پر از ماجراهای تاریخی است و سپس ورود به زیر زمینی با سنگ های گرانیت سیاه ، مقبره لنین رهبر انقلاب سرخ اکتبر ۱۹۱۷٫ ارامگاهی که با پیکر مومیایی شده و خوابیده با کت و شلوار و کراوات لنین در قابی شیشه ای مواجه میشویم . تا قبل از این نمیدانم چرا تصور میکردم که لنین مردی قد بلند و تنومند است؟ شاید به خاطر مجسمه های سنگی غول پیکری بود که همواره در عکس ها و فیلم ها از ان یاد می شده است، ولی با کمال تعجب او را مردی نحیف و کوتاه قامت با کله ای طاس و از این مردان کوچکی که همواره در دور بر خودمان بسیار می بینیم ،یافتم . اما او واقعا کوچک نبود .
در کنار بهت و سکوتی که نگاهبانان تربیت یافته آرامگاه ، درروسیه امروز به احترام لنین ، گردشگران را وادار به ان می نمودند ، من در گیر ان بودم که در سر کوچک این مرد کوتاه قامت چه میگذشت که هزاران هزار جوان انقلابی در یکصد سال گذشته ، عاشقانه جان شیرین خود را در راه آرمان های بی سرانجام او و همفکرانش در طبق اخلاص گذاشته و یا در شکنجه گاه ها ، جان باختند و یا سینه های خود را آماج گلوله های بقول خودشان امپریالیستها و مرتجعین در آفریقا و آمریکای جنوبی ، چین ،کامبوج ، ویتنام ، خاورمیانه و در ایران نمودند و یا کسانی همچون عطااله صفوی با عشق رفتن به سمت و سوی بهشت حکومت کارگری ،سر از اردوگاه های مرگ سیبری و ماگادان در آوردند . لنین که معتقد بود اگر ۵۰ نفر با خود همراه داشته باشد در هر کشوری میتواند انقلابی را بر پا کند ، تفکرو نظامی را بنیان نهاد که تاثیرات مخرب آن در فکر و اندیشه بشری تا به امروز هم بصورت نهان و آشکار در هر ایدئولوژی خود را نشان میدهد. اصطلاح معروف محمد رضا پهلوی که لابد تئوریسین های ساواک آن را درست کرده و در زبان پادشاه مخلوع گذاشته بودند ” مارکسیست های اسلامی ” شنیدنی است و از کنار آن براحتی نمیتوانیم بگذریم .
امکان توقف بیشتر را در آن مکان نمیدهند و باید همراه صف از انجا خارج شویم . دیوارهای بلند کاخ کرملین هنوز هم یادآور دیوارهای آهنین شوروی سابق و رعب کا گ ب است . همینجا بود که بریا رئیس دستگاه وحشت کا گ ب در ۱۹۳۸ تا ۱۹۵۳ که همچون اسلاف خود و روسای دیگر این دستگاه جهنمی، توسط خروشچف اعدام میشود ، طی یکساعت با اعلام گم شدن پیپ استالین ۴۵ نفر را دستگیر میکند که چندین نفر بطور همزمان اعتراف میکنند که پیپ اورا دزدیده اند و بعد از کمتر از یکساعت استالین گوشی تلفن را بر میدارد و میگوید رفیق بریا، پیپ من پیدا شده است .


درون وبیرون میدان سرخ و در همه جای مسکو جمع بین نقیضین بود که حیرت آور می نمود . برای من ایرانی که بعد از انقلاب اسلامی شاهد تخریب مقبره رضا شاه توسط آیت الله خلخالی بودم و خرابی جنگل تاج مشرف به رستم آباد رودبار گیلان را دیدم وشاهد حرکت عده ای برای تخریب باز مانده های تخت جمشید با بیل و کلنگ بودم تا تمامی نمادهای ظاهری به تعبیری طاغوت را با سرعتی تمام امحا کنند و در انجام ان نیز توفیقات بزرگی یافتند ، عجیب به نظر میرسید که چرا کلیسای جامع سن باسیل در مجاورت میدان سرخ و کنار کاخ کرملین و کلیسای بزرگ مسیح نجات دهنده در مرکز شهر توسط کمونیست های ملحد طی ۷۵ سال حکومت کمونیستی ویران نشد ؟
عکس شماره چهار – عکس شماره پنج
چرا مجسمه پطر کبیر، از اعقاب آخرین تزار معدوم مربوط به دوران قبل از انقلاب سرخ اکتبر ۱۹۱۷ در رودخانه مسکو که آب های گرم اقیانوس آرام را نشانه رفته است را تخریب نکردند ؟
عکس شماره شش
و آنسوترها چرا بعد از پروستریکا و گلاسنوست (اصلاحات اقتصادی و فضای باز سیاسی گورباچف ) که منجر به فروپاشی بزرگترین حکومت مدعی کارگری جهان در سال ۱۹۹۲ شد ، نمادهای نظام کمونیستی از مقبره رهبران جنایتکار شوروی سابق تا علامت های داس و چکش در بدنه ساختمان های سنگی دوره استالین وایستگاه های قطار و مترو و تا ستاره سرخ در برج های میادین مسکو توسط حکومت جدید روسیه و مردم انقلابی رها شده از فشار کا گ ب و گولاگ و ماگادان نابود و تخریب نگردید ؟
در خیابان های مسکو نمادی از اقتصاد کمونیستی را نمیشود پیدا کرد. شهر پر از بنز و بی ام دبلیو وهامر و تویاتا و هیوندا و شورولت و از این قبیل است و بندرت میشود از لادا و اشکودا ،حتی با قیافه امروزی انها سراغی بگیریم.

فروشگاههای بزرگ مترو و ایکیا و آشان پر از اجناس اروپایی و آمریکایی است و نمایشگاه بین المللی غذا در مسکو با حضور صدها شرکت خارجی برگزار میشود و در بازار عمده فروشی فود سیتی مسکو بهترین محصولات کشاورزی با کیفیتی تماشایی را از جنوبی ترین کشورهای آمریکایی جنوبی تا آسیای جنوب شرقی و تا افریقا ، برای مصرف مردم روسیه میتوانید پیدا کنید.جایی که از محصولات کشاورزی ایران اثر انچنانی نیست و با زحمت میشود از نارنگی و کیوی ایران سراغی را داشته باشیم .

در هر مکان گردشگری پر از توریست های خارجی است. به نحوی که در سال ۲۰۱۶ ۲۹ میلیون نفر گردشگر از روسیه بازدید نمودند ، کشتی های تفریحی در رودخانه مسکو از ابتدای صبح تا به شب پذیرای انواع مسافران خارجی است و هتل ها پر از جمعیت و رونق اقتصادی و نشاط را میشود در مردم این شهر احساس نمود.
عکس شماره دوازده
مقایسه سیر تحولات رشد و توسعه اقتصادی کشورروسیه ازپایان نظام بسته کمونیستی در ۱۹۹۲ تا به امروز طی ۲۴ سال که بیشتر این سال ها توسط یکی از افسران جوان کا گ ب بنام ولادیمیر پوتین اداره گردید وپایان رژیم پهلوی و وقوع انقلاب اسلامی از ۱۹۷۹ تا به امروز طی ۳۸ سال که با انواع تفکرات چپ و راست اداره گردید ، موضوعی قابل مطالعه در ابعاد مختلف سیاسی و اقتصادی و بویژه مدیریتی میباشد .
انجام این مطالعات تطبیقی راهگشایی بسیاری از بن بست های بویژه اقتصادی است که مورد به مورد باید تحت بررسی و مطالعه و ارزیابی دقیق قرار بگیرد .
شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ با قطار سریع السیر مسکو – سن پیترزبورگ به سوی شهری زیبا وتاریخی می رویم که از کودکی با انواع اسم ها از ان شنیده ام . پتل پورت ، پتر بورغ فتل فورت،لنین گراد ، پیترز بورگ و سن پیترزبورگ ،دومین شهر بزرگ روسیه و پایتخت قبلی آن . ۷۱۳ کیلومتر از میانه جنگل های انبوه و رودخانه های پر آز آب ودشت های سر سبز و زیبا تا به نزدیکی مرز فنلاند طی کمتر از ۴ ساعت حرکت می کنیم و از مسکو دور می شویم .
نمای تمامی ساختمان های این شهر به طرز عجیبی قدیمی و حداقل مربوط به یکصد سال پیش است . هیچ ساختمان مدرنی در مرکز شهر به چشم نمیخورد .از سن پیترزبورگ به عنوان موزه در فضای باز نیز یاد میشود . وارد هر ساختمان و هتل و رستوران که میشویم ، همه نمادهای مدرنیته و نظافت و زیبایی و شیک بودن را می توانیم در ان ببینیم .

روی رودخانه هایی بسیار زیبا در مرکز و همه جای شهر، توریست های خارجی، با قایق ها و کشتی های تفریحی دایما در رفت و آمدند ،از این رو ان را ونیز شمالی نیز می نامند.
عکس های شماره ۱۶ و ۱۷
برای مکان های گردشگری روز تعطیل و غیر تعطیل ندارد . همه جا پر از جمعیت خارجی هست . آرامش و آشتی سنت و مدرنیته را در این شهر بوضوح میتوان مشاهده نمود . با اینکه احداث خیابان ها و پارک های این شهر سابقه بسیار قدیمی دارند ، اما به غایت بزرگ و وسیع طراحی شدند . میدان مرکزی شهر با چشم انداز کاخ زیبای پتر هوف ، محل زندگی کاترین کبیر و قصر خصوصی پطر کبیر مرا به یاد پیاده راه مرکزی تازه ساخته شده رشت می اندازد . ولی اندازه و وسعت ان کجا و محدودیت و کوچکی این کجا . کسی از پیاده رفتن از این سوی میدان بسیار بزرگ مشرف به کاخ تا به سوی دیگرآن شکایت ندارد . ماشین های برقی برای رفت و آمد مردم در این پیاده راه دیده نمیشود . چند سه چرخه جدید که بیشتر کارکرد توریستی دارد تا حمل و نقل، در کناره میدان دیده میشود . بساط موسیقی و حرکات موزون در گوشه و کنار میدان و پارک مجاور برقرار است . مردم شهر عموما آراسته و خوش اندام و با تیپ ورزشکاری و سالم بنظر میرسند .

کلیسای بزرگ کازان با بیش از دویست سال سابقه ، نه تنها جاذبه گردشگری مهمی در سن پیترزبورگ است بلکه همچنان آیین مذهبی مسیحیت ارتدوکس نیز در ان برگزار میشود . از شانس ما صبح روز یکشنبه وارد این کلیسیا شدیم .آیین باشکوه دعا با حضور شهروندان و خارجیان مسیحی برگزار بود . نه تنها هیچ مانعی برای ورود خارجیان با هر دین و ایینی برای ورود به کلیسا ایجاد نمیشد بلکه با کمال خوشرویی و احترام توسط کشیش میانسالی از آنان با لبخند استقبال میشد . در حین اجرای مراسم دعا ، میتوانستیم ساعاتی روی نیمکت های داخل کلیسا بنشینیم و از معماری با شکوه و نقاشی های بی بدیل آن در سقف و گوشه ، گوشه دیوارها در حالی که آوای ادعیه مسیحیان کلیسا نیز بگوش میرسید بازدید کنیم .انواع سوغات مذهبی و کتب ادعیه را مثل بازار کنار امامزاده های ما میتوانستیم در داخل کلیسا بخریم . داخل کلیسا آشتی هفتادو ملت را با برجستگی تمام میشود دید .در تمام مدت دعا در فکر جمله معروف کمونیستها که منتسب به کارل مارکس است را در گوشم با زمزمه می شنیدم که” دین افیون توده ها است” . ولی نظام آهنین و ضد مذهب شوروی سابق ، چگونه اجازه ادامه این رسومات را داده بود ؟ کشیشی که مراسم دعا را اجرا میکرد حدودا ۵۰ سال بیشتر نداشت .او در چه مدرسه مذهبی و در کجا در ایام حکومت کمونیستها آموزش دیده بود ؟ سازمان مذهب و کلیسا در شوروی سابق در چه حالی بود ؟ ایا کمونیسم با مذهب مدارا کرده بود ؟احساس کردم در این زمینه به دانش بیشتر تاریخی و اجتماعی روسیه در طول ۷۵ سال حکومت کمونیستها از ۱۹۱۷ تا ۱۹۹۲ نیازمندم.

عصر یکشنبه ۲۸ شهریور توسط کاتالوگی که در مورد برنامه های فرهنگی و هنری جاری در طول هفته به توریست ها میدهند از اجرای ۴ شب در هفته برنامه کنسرت باله دریاچه قوی چایکوفسکی مطلع شدم .برای من که سال های طولانی دل در گرو موسیقی کلاسیک دارم و حداقل از ۴۰ سال پیش با موسیقی لنینگراد شوستاکوویچ ، کارمینا بورانای کارل اروف ، شهرزاد کورساکف ،چهار فصل ویوالدی ،سمفونی پنج بتهون و موتزارت و چایکوفسکی زندگی میکنم فرصتی استثنایی بود . عصر روز موعود با خرید بلیط گران حدود ۴۰۰ هزار تومانی کنسرت که خریدش برای ما ایرانیهای طبقه متوسط مشکل بنظر میرسد وارد سالن شدیم . استقبال تام تمام خارجی ها و شهروندان بنحوی بود که صندلی خالی در سالن حدودا ۷۰۰ نفره کنسرت پیدا نمیشد ، با ۴۵ نوازنده سازهای کلاسیک و شاید یکصد نفر بالرین جوان طی مدت دو ساعت با یک آنتراکت نیم ساعته به هنر نمایی پرداختند که مشکل بتوان درجای دیگری از جهان شاهد چنین اجرایی ناب و فاخری باشیم .

بعد ازاجرای کنسرت ، اقتصاد پر رونق هنر و هنرمندان برایم قابل توجه بود . هنرمندان موسیقی و بالرین ها و بازیگران به راحتی در شهر و دیار خود با درآمد مکفی در حال زندگی و به دلمشغولی های خود بی هیچ دغدغه مالی مشغولند و عزت و احترام انان نیز بجاست . این وضعیت مرا بیاد فقط عنوان آرمانشهر افلاطون می اندازد و فاصله بسیار زیاد این وضعیت با اقتصاد هنر ومعیشت متزلزل و نگرانی همیشگی هنرمندان شهر من که درد آور و سئوال برانگیز است .نه شلوغی مطبوعاتی در تجلیل از هنرمندان و تعیین روزی به نام آنان و نه وعده و وعیدهای مسئولان فرهنگی شهر ، بلکه برنامه ریزی درست وعمل و دیگر هیچ .
حس یوسف خان مستشار الدوله و سئوالات پی در پی او رهایم نمیکرد .به برکت تلگرام و اینترنت، انلاین عکس های خیابان ها و رودخانه ها و شهر سازی و آرامش مردم را برای مسئولان شهر رشت از جمله شهرداران مناطق پی در پی ارسال میکردم . نظافت و پاکیزگی خیابان ها و رودخانه ها و دوری شهر از هر نوع آلودگی صوتی و آرامش مردم حیرت آور می نمود.
با خودم میگفتم ایکاش ما مردم رشت و گیلان مالیات بدهیم تا تمام مسئولان و مدیران این شهر و استان دو هفته ای را در این شهر خوش بگذرانند و حتما و لاجرم فکر هم میکنند و شاید این سفرها افاقه هم بکند . واقعا سفر تک به تک مدیران شهری و استانی را در هر بخش عمرانی و هنری و حتی مذهبی، با هزینه های دولتی به این شهر و امثال این شهرها بسیار ضروری میدانم .
سکانس آخر فیلم آقای هالو ساخته داریوش مهرجویی در سال ۱۳۴۹ و جمله تاریخی علی نصیریان در اتوبوسی که با ان به شهر خود بازمی گشت: ” سفر چیز خوبی است آدم را پخته میکند”

پاسخی بگذارید