به مناسبت «روزقلم»؛ «قلم» قویترین سلاح، بی‌صداترین سلاح
رابطه‌ی «طلاقهای صوری» با تامین اجتماعی چیست؟

رابطه‌ی «طلاقهای صوری» با تامین اجتماعی چیست؟

هاتف‌خبر – روابط عمومی و امور فرهنگی اداره‌ی کل تامین اجتماعی استان گیلان در مقاله‌یی که در پایگاه اطلاع‌رسانی این اداره‌ی کل بازتاب داده به بررسی «آثار زیانبار و آسیبهای سوء‌استفاده ناحق از قوانین و لطمات وارده بر اصول اخلاقی و مصادیق ارزشی جامعه در زمینه‌ی «طلاقهای صوری» پرداخته است.
در این یادداشت آمده است:

   «طلاقهای صوری» زخمی بر پیکره هنجارهای اجتماعی و اصول اعتقادی اخلاقی جامعه است.

خانواده اولین و مهمترین نهاد اجتماعی است که مفهوم آن با پیوندی مقدس به نام «ازدواج» آغاز و در ادامه با تولد فرزندان به عنوان جلوه‌هایی بارز از اعجاز الهی و نعمات حضرت حق کامل می‌گردد. این نهاد به منزله اساسی‌ترین و زیربنایی‌ترین محل تربیت و رشد نسل آینده و تکامل انسانها در کنار یکدیگر همواره در آیات و روایات مورد توجه بوده و هرگونه خدشه وارد نمودن بر آن مورد نکوهش قرار گرفته است. به‌گونه‌ای که در قوانین اجتماعی نیز به منظور عدم تمکین، خیانت و امثال آن مجازاتهایی پیش‌بینی شده و حتی از «طلاق» که با فروپاشی خانواده همراه است، به عنوان منفورترین حلالها یاد می‌نمایند.
اما در سالهای اخیر و به دنبال تصویب قوانینی که ماهیت آن مساعدت به اقشار خاصی از جامعه و کاهش آسیبهای احتمالی برای افرادی با شرایط ویژه بوده، سوء‌استفاده از اقدامات صوری همچون «طلاق» مثلاً به منظور معافیت فرزند پسر به عنوان سرپرست خانواده منجر به شکل‌گیری پدیده‌ای زشت و رونق رو به رشد آن در راستای بهره‌مندی و شمولیت از برخی خدمات گردیده است که متاسفانه ثمره آن از بین رفتن قبح این فعل نادرست و ترویج رویه‌ای ناهنجار برای شهروندانی کم‌ظرفیت را فراهم ساخته که تنها به منفعت شخصی و سودانگارانه خود اندیشیده و تمامی اصول و ارزشهای اخلاقی و اعتقادی را در این مسیر زیر پا می‌گذارند.


از جمله موارد فوق قوانین حمایت از خانواده و امکان برخورداری فرزندان اناث مطلقه از مستمری پدر با شرایط مقرر در ضوابط سازمانی است که منجر به شکل‌گیری موجی از سوء‌استفاده‌ها در قالب «طلاقهای صوری» فقط با هدف مالی و احیای پرونده‌های مستمری که واجدین شرایط آن(بازنشسته اصلی و بازماندگان مشمول) بعضاً پس از ده‌ها سال استفاده، اکنون سالها است که رحل عزیمت به سرای باقی نموده‌اند، می‌باشد.
برخورداری قانونی برای بانوانی که علی‌رغم میل باطنی و صرفاً به دلیل شرایط زندگی، «طلاق» را به عنوان آخرین راه حل برگزیده‌اند در این زمینه هیچگونه شائبه و بحثی نداشته و اصولاً مورد حمایت قانونگذار و مجریان این تعهد برای کاهش یافتن آسیبهای اجتماعی است اما سوء‌استفاده از آن که به صورت مسری در جامعه در حال افزایش است نه تنها ارکان باورهای اعتقادی و زیبایی‌های نهاد خانواده، بلکه اصول اخلاقی و هنجارهای اجتماعی را نیز لکه‌دار نموده و پیکره آنرا مخدوش می‌سازد.
هرچند بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند سخن گفتن در این زمینه جایز نبوده و خود منجر به آشنایی و آگاهی بیشتر برخی سودجویان می‌گردد اما به نظر می‌رسد فقر فرهنگی، ضعف‌های اعتقادی، تفسیرهای ناصواب، برداشت‌های شخصی از قوانین و شرایط اقتصادی، همگی از عواملی هستند که منجر به ایجاد موجی گسترده از برخی سوء‌استفاده‌ها در قوانینی همچون، استفاده از حمایتهای خاص مجموعه‌هایی مانند کمیته امداد و یا بهزیستی، دریافت وام و یا مقرری بیمه بیکاری و یا مستمریها در حوزه تامین اجتماعی گردیده است.
از سویی دزدی و کلاهبرداری صرفاً سرقت جیب دیگران یا بالارفتن از دیوار خانه مردم نیست و تمامی برداشتهای من غیرحق در حالی که فرد واجد شرایط آن نبوده و استحقاق ندارد و با تبانی و ساخت مدارک جعلی به آن دست پیدا می‌کند مصداقی از کلاهبرداری و به تبع آن دزدی از کسانی است که در تامین منابع برداشت شده، سهم دارند.
دراین بین فقر اقتصادی، فقر فرهنگی یا فقر اعتقادی هر کدام که بهانه این اقدام باشد، توجه به بسترهای آموزشی و شناخت و درک بیشتر را ضروری می‌سازد.

پاسخی بگذارید