به مناسبت «روزقلم»؛ «قلم» قویترین سلاح، بی‌صداترین سلاح
از ۷۶ سال پیش این موسیقی با جان ایرانیان پیوند خورده است!

از ۷۶ سال پیش این موسیقی با جان ایرانیان پیوند خورده است!

هاتف‌خبر – «ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ای، من آهنم/ جان من فدای خاک پای میهنم». صدای غلامحسین بنان در شب ۲۷ مهر ۱۳۲۳ (درست ۷۶ سال پیش) در دبستان نظامی در چهارراه استانبول همانند قلب دکتر حسین گل‌گلاب و روح‌الله خالقی رهبر ارکستر و شاید همه‌ی کسانی که آنجا بودند، می‌لرزید؛ وقتی که این دو بیت را در بالاترین گام خود ادا می‌کرد.
صدایش می‌لرزید مثل وقتی که دکتر حسین گل گلاب یکماه و نیم قبلش با آن حال آشفته درِ دفتر روح‌الله خالقی در خیابان هدایت را باز کرد و بغضش با این دو بیت ترکید؛ بغض سرزمینی که سه سال بود در اشغال سربازان متفق قرار داشت.
آن شب برنامه‌های دیگری هم اجرا شد، اما آنچه از شب موسیقی ترانه‌های محلی و ملی باقی ماند اجرای ماندگار سرود «ای ایران، ای مرز پرگهر» بود؛ سرودی که به وسیله‌ی مثلث «خالقی، گل‌گلاب و بنان» متولد شد و جانانه گردید.
اگر بخواهیم بین تمام تصنیفهای تاریخ موسیقی ایران تنها یک اثر را به‌عنوان ملی‌ترین اثر «ایران» بدانیم بی‌تردید آن یک تصنیف‌ «ای ایران» خواهد بود؛ تصنیفی که به روایتی در یک روز دلتنگ شهریور ۱۳۲۳ در مسیر خیابان سعدی تا خیابان هدایت از سر چهارراه سیدعلی خلق شد.تصنیفی که هنوز هم پس از ۷۶ سال به احترام نامش هر ایرانی را در هر جای جهان از جای بلند می‌کند و بدون اینکه کسی بخواهد، نوای ملی ایرانیان شده و شناخته می‌شود.
اما شاید بخشی از این ماندگاری به خاطر داستانی باشد که منسوب است که باعث شکل‌گیری آن شده.برخی از نزدیکان دکتر حسین گل‌گلاب و روح‌الله خالقی داستان این تصنیف را از آن روزی می‌دانند که دکتر حسین گل‌گلاب قرار بود به دیدار دوستش روح‌الله خالقی در دفترش برود که در آن زمان در خیابان سعدی، خیابان هدایت قرار داشت.


در راه همینطور که دکتر شاعر گیاهشناس و استاد دانشگاه از سر چهارراه استانبول به سمت خیابان هدایت در مسیر خیابان سعدی می‌رفت که دید سربازی آمریکایی در حال کتک زدن یک مغازه‌دار است که در چهارراه سیدعلی، کاسبی‌می‌کرد. البته برخی از منابع این درگیری را بین سربازی آمریکایی یا هندی و سربازان ایرانی نیز می‌دانند؛ اما چند منبع اعتقاد دارند که کسی که کتک می‌خورد صاحب مغازه‌یی بود که جنسی را که سرباز آمریکایی می‌خواست نداشت. آن سرباز خارجی همینطور که مرد ایرانی را زیر لگد خود گرفته بود به زبان خودش به او فحش می‌داد.
دکتر گل‌گلاب معنی فحشهای او را می‌فهمید، اما مانند بقیه‌ی مردم کاری از دستش برنمی‌آمد. سربازی از ارتش فاتحان ایران بود و عملاً اداره‌ی کشور را به‌دست داشتند ایستاد و کتک خوردن مرد را نظاره کرد. مسیری کوتاه که برای رسیدن به دفتر خالقی بود را نفهمید چطور طی کرد. اما وقتی به دفتر خالقی رسید بغضش ترکید و واقعه را برای خالقی تعریف کرد و گفت چند بیتی به ذهنم آمده است و می‌خواهم آنها را برای روح تحقیر شده‌ی مردم ایران بگویم.
خالقی هم کاغذی مقابلش گذاشت و گفت هر چه بگویی من با آهنگ خواهم ساخت.حسین گل‌گلاب بعد‌ها در مصاحبه‌یی هرچند به انگیزه‌اش برای خلق این سرود اشاره نمی‌کند، اما گفته بود: «در سال۱۹۴۴، در شرایطی که چکمه‌های نیرو‌های اشغالگر هر وطن‌پرستی را می‌لرزاند، من ایده این شعر به ذهنم رسید. سپس پروفسور خالقی موسیقی آن را نوشت و در برابر همه مقاومت‌های سیاسی، این ترانه راه خود را به دل و روح مردم پیدا کرد».
گل‌گلاب روی کاغذ می‌نویسد: «ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ای من آهنم/ جان من فدای خاک پای میهنم».او خیلی زود کاغذ مرتبی را به دست روح‌الله خالقی داد. او در آواز دشتی این سرود را تنظیم کرد و به ارکستر داد تا تمرین کند و برای برنامه‌ی شب ترانه‌های محلی و موسیقی ملی که اداره‌ی موسیقی به پیشنهاد کلنل وزیری برگزار می‌شد اجرا شود.
سرود «‌ای ایران» با آنکه خیلی سریع و کاملاً در فضایی هیجانی سروده شد، اما ویژگیهایی دارد که کمتر در تصنیفهای ملی وجود دارد.
منابع مختلف این نظر را تأیید کرده‌اند که «تک‌تک واژه‌های به کار‌رفته در سرود، فارسی است و در هیچیک از ابیات آن کلمه‌یی معرب یا غیرفارسی وجود ندارد. سراسر هر سه بند سرود، سرشار از واژه‌های خوش‌تراش فارسی است؛ زبانی پاکیزه که هیچ واژه‌ی بیگانه در آن راه پیدا نکرده و با این همه هیچ واژه‌یی نیز در آن مهجور و ناشناخته نیست و دریافت متن را دشوار نمی‌سازد.
دومین ویژگی سرود «‌ای ایران» در بافت و ساختار شعر آن است، به‌گونه‌یی که تمامی گروه‌های سنی، از کودک تا بزرگسال می‌توانند آن را اجرا کنند. همین ویژگی سبب شده این سرود در تمامی مراکز آموزشی و حتی کودکستانها قابلیت اجرا داشته باشد.
و بالاخره سومین ویژگی‌ که برای این سرود قائل شده‌اند، فراگیری این سرود به لحاظ امکانات اجرایی است که به هر گروه یا فرد امکان می‌دهد تا بدون ساز و آلات و ادوات موسیقی نیز بتوانند آن را اجرا کنند.آهنگ این سرود که در آواز دشتی خلق شده، از ساخته‌های ماندگار روح‌الله خالقی است. ملودی اصلی و پایه‌یی کار، از برخی نغمه‌های موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردار است، گرفته شده است».
او برای خواندن این شعر انتخاب‌های بسیاری داشت، کر نخستین گزینه‌ بود، اما غلامحسین بنان و ارکستر مدرسه‌ی نظام بهترین انتخاب بودند. نوشته‌اند که یحیی معتمدالدوله هم انتخاب شده بود و این تصنیف را خوانده بود.
اما بنان برای خواندن آن آماده شد. موسیقی در کمترین زمان آماده گردید و در شب بیست و هفتم مهر‌ماه در دانشکده‌ی افسری در دو شب در خلال شب ترانه‌های محلی و موسیقی ملی در دبستان نظامی اجرا شد. این شب که به گزارش روزنامه اطلاعات بیست و هفتم مهر‌ماه با حضور جمعی از رجال شناخته شده در ساعت هفت بعد از ظهر برگزار شد ابتدا آقای عاشورپور یکی از آهنگ‌های محلی تالشی را خواند و بعد از آن ترانه «بلبل مست» که کلنل وزیری براساس تصنیفی از حسین گل‌گلاب ساخته بود توسط عبدالعلی وزیری اجرا شد.اجرای پیانوی جواد معروفی و آهنگ کردی از برنامه‌های دیگر این شب بود. در بخش دوم برنامه کلنل علینقی وزیری روی سن رفت و با اشاره به استقبال مردم از ترانه‌های محلی از روند جمع‌آوری آن‌ها گفت. اما شاید مهم‌ترین حرف وزیری بعد از اشاره به مشکلات زیادی که مدرسه موسیقی داشت آنجایی بود که گفت: «در تجربیات ۲۰ سال معلمی چه بسا قریحه‌های توانا دیده‌ام که خود را به‌دست پیشامد سپرده و از هنری که آنان را مشغول و سرافراز و سعادتمند می‌کرد کناره گرفتند و با یک زندگی عادی و با یک فکر پر از یاس و تیرگی به‌سر می‌بردند در حالی که در بر ابر آن‌ها کسانی بودند که با آنکه در جریان زندگی بار‌ها شکست خورده بودند باز به ابتکار و کوشش پرداخته و دست از کار نکشیده و از هر شکستی تجربه‌ای اندوخته و باز به‌کار پرداختند».بعد از این حرف‌ها بود که خودش قطعه‌ای در دستگاه اصفهان نواخت و بعد نوبت بخش دوم برنامه رسید که پایانش اجرای آهنگ‌ای ایران بود که در ساعت ۱۰ شب اجرا شد و با استقبال حضار روبه‌رو شد؛ استقبالی که باعث شد این اجرا دوباره نواخته شود؛ اجرایی که از شب ۲۷ مهر ۱۳۲۳ تا امروز در تاریخ ایران جریان دارد.

پاسخی بگذارید